مجموعه گلچین شعر حافظ با معنی و زندگی نامه حافظ شیرازی با رباعیات

0

حافظ

حافظ , درباره زندگی شاعر بزرگ پارسی مخصوصاً دوران جوانی‌اش اطلاعات حقیقی بسیارکمی در دسترس است. بلافاصله بعد از مرگ وی، بسیاری از داستان ها و برخی از نسبت های افسانه ای در حول زندگی اش نوشته شده است. در ادامه مطلب سعی کرده ایم تا اطلاعات دقیقی را که در مورد زندگی حافظ می دانیم برای شما بیان کنیم.همینطوری تعدادی از اشعار حافظ شیرازی را برای شما عزیزان آماده کرده ایم.

حافظ

تولد حافظ

روز: بین سال های1310-1325 پس از میلاد یا 712 یا 727 هجری قمری . به احتمال زیاد تاریخ 1320 یا 1325 است.

مکان: شیراز در جنوب غربی ایران

نام: شمس الدین محمد

نام خانوادگی

نام مستعار: حافظ( به کسانی که قرآن را حفظ کرده باشند این عنوان داده می شود. گفته شده است که حافظ این کار را به 14 روش مختلف انجام داده است.)

عنوان کامل

خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی

انواع مختلف املایی عبارتند از:خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی،یا خوجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی

پدر: بهاء الدین

برادران: او دو برادر بزرگتر داشت

همسر:

حافظ در بیست سالگی و با عشق خود یعنی شاخه نبات ازدواج کرد. کسی که نماد خالق زیبایی برای وی بود.

حافظ

فرزندان:

حافظ یک کودک داشت.

رویداد های مهم زندگی حافظ

نوجوانی

او با گوش دادن به تلاوت‌های پدرش، قرآن را حفظ کرد. همچنین او بسیاری از آثار سعدی، عطار، رومی و نظامی را حفظ کرده بود.پدرش که یک معامله گر زغال سنگ بود، درگذشت و او و مادرش را با بدهی های زیادی ترک کرد. حافظ به همراه مادرش به پیش عمویش رفتند تا با او زندگی کنند (که سعدی نام داشت). او مدرسه روز را ترک کرد تا در یک مغازه پارچه فروشی و سپس در یک نانوایی کار کند.

سن 21 ساله

در حالی که هنوز هم در نانوایی کار می کرد، او نان یک چهارم ثروتمندان شهر را تحویل می داد تا اینکه  شاخه نبات، زن جوان زیبایی باور نکردنی را دید. مخاطب بسیاری از اشعار وی شاخه نبات است.به دنبال دستیابی به معشوق خود، او 40 روز و شب را در آرامگاه بابا کوی شب زنده داری کرد. پس از موفقیت در این امر، او عطار را ملاقات کرد و شاگردش شد.

اواخر دهه بیست و سی سالگی

تبدیل به یک شاعر از مکتب ابو اسحاق شد. شهرت و نفوذ زیادی در شیراز به دست آورد. این مرحله "رمانتیک معنوی" در شعر او بود.

سن 33 سال

مبارز مظفر شیراز را غصب کرد و در میان اعمال مختلف او حافظشیرازی را از موقعیت خود معلم مطالعات قرآنی اخراج کرد. در این زمان او اشعار اعتراضی نوشت.

سن 38 سال

شاه شجاع پدرش ظالمش را برکنار کرد  و او را به عنوان یک معلم به مدرسه فرستاد. او در شعر خود فاز معنویت ظریف خود را آغاز کرد.

چهل ساله

رابطه اش با شاه شجاع خراب شد و به دردسر افتاد

سن 48 سالگی

حافظ به خاطر حفظ جان خود از شیراز فرار کرد و خودش را به اصفهان تبعید کرد. اشعار او عمدتا از میل خود به شیراز ،برای شاخ نبات و استاد روحانی او، یعنی عطار بود (منظور از عطار، فریدالدین عطار نیشابوری که در چندین قرن قبل از حافظ زندگی می کرده است نیست. بلکه استاد حافظ است که کمتر از عطار نیشابوری شناخته تر است)

سن 52 سال

با دعوت شاه شجاع، او تبعید خود را به پایان رساند و به شیراز بازگشت. او به پست خود در مدرسه مجددا احضار شد.

سن 60 سالگی

او با خالق خود متحد شد، او 40 روز و شب را با نشستن در یک دایره که خودش را گرفته بود آغاز کرد.بعد از چلهل روز شب زنده داری که به مناسبت چهل و نهمین سالگرد آشنایی با استاد عطار بود، او به خانه استاد خود رفت و بعد از نوشیدن یک فنجان شراب که عطار به او داد، به درک خدا پی برد .

شصت به بعد

در این مرحله، تا سن 69 سالگی هنگامی که درگذشت، بیش از نیمی از غزالهایش را تشکیل داد و همچنان به دایره کوچکتری از شاگردانش آموزش داد. در این زمان به شعر او، کسی که با اقتدار یک استاد که با خدا متحد شده صحبت می کند گفته می شد.

حافظ

اشعار حافظ

صوفی از پرتو می راز نهانی دانست

گوهر هر کس از این لعل توانی دانست

قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس

که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست

عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده

بجز از عشق تو باقی همه فانی دانست

آن شد اکنون که ز ابنای عوام اندیشم

محتسب نیز در این عیش نهانی دانست

دلبر آسایش ما مصلحت وقت ندید

ور نه از جانب ما دل نگرانی دانست

سنگ و گل را کند از یمن نظر لعل و عقیق

هر که قدر نفس باد یمانی دانست

ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی

ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست

می بیاور که ننازد به گل باغ جهان

هر که غارتگری باد خزانی دانست

حافظ این گوهر منظوم که از طبع انگیخت

ز اثر تربیت آصف ثانی دانست

————

چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت

حقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت

به نوک خامه رقم کرده‌ای سلام مرا

که کارخانه دوران مباد بی رقمت

نگویم از من بی‌دل به سهو کردی یاد

که در حساب خرد نیست سهو بر قلمت

مرا ذلیل مگردان به شکر این نعمت

که داشت دولت سرمد عزیز و محترمت

بیا که با سر زلفت قرار خواهم کرد

که گر سرم برود برندارم از قدمت

ز حال ما دلت آگه شود مگر وقتی

که لاله بردمد از خاک کشتگان غمت

روان تشنه ما را به جرعه‌ای دریاب

چو می‌دهند زلال خضر ز جام جمت

همیشه وقت تو ای عیسی صبا خوش باد

که جان حافظ دلخسته زنده شد به دمت

————

رباعیات حافظ

چون غنچهٔ گل قرابه‌پرداز شود

نرگس به هوای می قدح ساز شود

 

فارغ دل آن کسی که مانند حباب

هم در سر میخانه سرانداز شود

————

اول به وفا می وصالم درداد

چون مست شدم جام جفا را سرداد

 

پر آب دو دیده و پر از آتش دل

خاک ره او شدم به بادم برداد

————

از چرخ به هر گونه همی‌دار امید

وز گردش روزگار می‌لرز چو بید

 

گفتی که پس از سیاه رنگی نبود

پس موی سیاه من چرا گشت سفید

 

دیوان حافظ

از حدود 500 غزل، 42 رباعی و چند قصیده در مدت 50 سال سروده شده است. حافظ فقط وقتی می سرود که به وی الهام شود. به خاطر همین در سال حود 10 غزل می نوشت. تمرکز او برای نوشتن شعر ارزشمند معشوق بود.

دیوان گردآوری شده

حافظ این مجموعه شعرش را کامل نکرد و بعد از مرگ حافظ شخصی به نام محمد گل اندام مقدمه ای بر مجموعه حافظ نوشت و در سال 813 هجری قمری و یا 1410 یعنی حدود 21 تا 22 پس از فوت حافظ مجموعه را کامل کرد.

همچنین یکی دیگر از افرادی که شعر حافظ را تهیه کرده بود، یکی از شاگردان جوانش سید کاظم انور بود که 569 غزل منتسب به حافظ را جمع آوری کرد. او در سال 1431 یعنی حدود 42-43 سال پس از مرگ حافظ درگذشت.

مرگ

تاریخ: در اواخر 1388 یا 1389 پس از میلاد یا 791 هجری قمری در سن 69 سالگی

مکان: شیراز

آرامگاه: در باغ مصلا و در کنار رودخانه رکن‌آباد در شیراز که به حافظیه مشهور است.

مجموعه گلچین شعر حافظ با معنی و زندگی نامه حافظ شیرازی با رباعیات
5 (100%) 2 votes
مطلب مرتبط و جذاب